رفتن به محتوای اصلی

شناسایی مرزهای ۱۹۶۷ در اساس‌نامه جدید حماس

به‌ رسمیت شناختن مرزهای ۱۹۶۷، بخشی از میراث واقع‌گرایانهٔ خالد مشعل، رئیس شاخهٔ سیاسی حماس خواهد بود. اما به نظر نمی‌رسد که این کار، اسرائیل را به سادگی قانع کند.

Hamas leader Khaled Meshaal gestures as he announces a new policy document in Doha, Qatar, May 1, 2017. REUTERS/Naseem Zeitoon - RTS14OSP

سرانجام، رسمیت پیدا کرد: جنبش مقاومت اسلامی (حماس) روز یکم ماه مه اعلام کرد که مرزهای سال ۱۹۶۷ را میان اسرائیل و حکومت خودگردان فلسطین، به رسمیت می‌شناسد. این، موضوعی پیش پا افتاده نیست. اساس‌نامهٔ تند و تیز حماس که تنها ۹ ماه پس از تشکیل این گروه، در سال ۱۹۸۸ منتشر شد، جایی برای چنین توافقی باقی نمی‌گذاشت. شیخ احمد یاسین و سایر بنیان‌گذاران حماس به‌وضوح مرزهای کشور اسلامی فلسطین که قصد برپایی‌اش را داشتنند، ترسیم کرده بودند: از دریای مدیترانه تا رود اردن، شامل تمامی خاک اسرائیل و کرانهٔ باختری. آن اساس‌نامه، منازعهٔ اسرائیل و فلسطینیان را یک جنگ میان پیروان اسلام و یهودیان خوانده بود. آن اساس‌نامه با قید این‌که اسرائیل در سرزمین‌های «وقفی» بنا شده، راه هر گونه مصالحه را بسته و قید کرده بود که هر کس از بازپس‌گیری سرزمین‌ها چشم بپوشد، کافر و خائن به اسلام است.

ماده ۱۱ میثاق حماس می‌گفت: «سرزمین فلسطین، وقف اسلامی است که تا روز قیامت برای نسل‌های مسلمان متبرک شده است. این سرزمین یا هر بخشی از آن نباید به هدر رود؛ نباید از این سرزمین یا هر بخشی از آن چشم پوشید. نه یک کشور عربی نه حتی تمام آن‌ها، نه هیچ شاهی و نه هیچ رئیس جمهوری یا حتی تمامی شاهان و رؤسای جمهوری، نه هیچ سازمانی یا تمامی سازمان‌ها، چه فلسطینی و چه عرب، حق چنین کاری ندارند.»

در طول سالیان، رهبران جنبش، از جمله یاسین، دریافتند که فاصله‌ای عظیم میان سند بنیان‌گذاری حماس و واقعیات روی زمین، وجود دارد. علی‌رغم آن‌که در تظاهرات مختلف نوار غزه، تحت کنترل حماس، هنوز شعارهای محو اسرائیل و برقراری سرزمین‌های اسلامی به جای آن، شنیده می‌شود، رهبران حماس نیک می‌دانند که هیچ‌کدام از این دو شعار به حقیقت نخواهند پیوست. اسرائیل، واقعیتی است که حادث شده و یک کشور قوی و توسعه‌یافته است. خواست نابودی چنین موجودیتی، به هیچ جا نخواهد رسید. در طول سال‌های اخیر، رهبران ارشد حماس بر خلاف سند تأسیس گروه‌شان، گاه و بی‌گاه سعی کردند تا با «دشمن صهیونیستی» تماس‌هایی مخفی داشته باشند.

افرائیم هلوی، رئیس پیشین موساد، در کتاب خود به نام «مردی در سایه» نوشت که حتی یاسین می‌خواست تا راه گریزی از آن سند دست و پا گیر بیابد؛ سندی که خود آن را نوشته بود. هلوی تأکید می‌کند که پس از تلاش ناکام ترور خالد مشعل، رئیس شاخه‌ٔ سیاسی حماس در سال ۱۹۹۷ در اردن، ملک حسین از هلوی پرسید که چرا اسرائیل پیشنهاد یاسین را -که آن زمان در اسرائیل زندانی بود- برای یک آتش‌بس دراز مدت، نپذیرفته است. هلوی تا آن زمان هیچ‌گونه خبری از آن پیشنهاد نداشت زیرا نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو چنین چیزی را به اطلاع مقام‌های ارشد نظامی کشورش نرسانده بود.

SUBSCRIBER EXCLUSIVE

Continue reading this exclusive analysis

Original reporting and analysis unavailable elsewhere. Subscribe to AL-MONITOR to read this story and access everything we publish