بعد از پیروزی انقلاب اسلامی درایران درسال 1979، آمریکا همیشه علاقه مند به تغییر رژیم درایران بوده اما برای اولین باربا روی کار آمدن ترامپ،این موضوع بعنوان سیاست رسمی آمریکا اعلام و روابط واشینگتن-تهران رابا سنگین ترین چالش چهل سال گذشته مواجه کرده است. کاخ سفید همچنان آشکار نموده که این سیاست را از دوطریق دنبال میکند، اول: افزایش فشارو تحریم ، مقابله باتوان دفاعی وجایگاه منطقه ای ایران، دوم: حمایت از مردم ایران برای تغییر رژیم از درون.
بعداز کودتای 1953 آمریکا و انگلیس در ایران که منجر به سقوط دولت دموکراتیک و مردمی محمد مصدق و روی کار آوردن دولت دیکتاتوری شاه در ایران شد، واشینگتن توانست به مدت حدود سی سال، قدرتمند ترین و گسترده ترین حضورنظامی-سیاسی-اقتصادی-فرهنگی خود در ایران را تحقق بخشد. انقلاب اسلامی 1979 وسقوط شاه درایران بزرگترین شکست آمریکا درمنطقه را رقم زد بگونه ای که ژاندارم و متحد استراتژیک آمریکا به دشمن استراتژیک درمنطقه تبدیل شد.
مهمترین عامل این شکست اشتباه آمریکا در شناخت و درک درست مردم وشرایط داخلی ایران بود. کارتر در دسامبر 1977 به تهران سفر کرد ، ایران تحت رهبری شاه را"جزیره ثبات" و شاه ایران را بخاطر "عشق و احترام مردم" ایران ستود. تنها چندماه بعد از اظهارات کارتر، شعار"مرگ برشاه" و "مرگ برآمریکا" درتظاهرات میلیونی مردم ایران تنین انداز شد وحدود یکسال بعد هم مردم ایران نظام 2500 ساله شاهنشاهی در ایران را ساقط کردند.
ترامپ مردم ایران را به قیام علیه حکومت ایران دعوت کرده، تیلرسون حمایت واشینگتن از مردم برای تغییر رژیم در ایران را علنا اعلام نموده وسناتور تام کاتن هم عملیات پنهان آمریکا ازمخالفین داخلی را راهکار تغییر رژیم در ایران دانسته است. درشرایطی که آمریکا با سه دهه تسلط برایران، در شناخت اوضاع داخلی ایران اشتباه فاحشی کرد، میتوان توقع داشت که درغیاب چهل سال عدم حضور و روابط دیپلماتیک با ایران، خطاهای دولت ترامپ درشناخت مردم و اوضاع ایران، فاحش تر و متعاقبا عواقب آن هم برای آمریکا خطرناکتر باشد. لذا درک صحیح آمریکا از مردم ایران کلیدی است.
AL-MONITOR All-Access gives you unlimited access to all our journalism, the full Daily Briefing, exclusive interviews, premium newsletters, and live events — for less than $2/week.