ارلا شادمی بیش از ۴۰ سال است که مشغول مطالعه روی مسائل زنان، جامعه و روابط پیچیده درون سازمانی پلیس است. او ۲۰ سال اول زندگی حرفه ای اش را به عنوان مامور در نیروی پلیس اسرائیل سپری کرد و ۲۰ سال دوم را به عنوان جامعه شناس، فعال و فمینیست و پژوهشگر پیشرو. خانم شادمی تز دکتری خود را درباره نگرش عموم به پلیس در یک جامعه آزاد نوشت که اولین تز دانشگاهی درباره پلیس در اسرائیل به شمار می رود. او که اهل تل آویو است وقتی هنوز دبیرستان را تمام نکرده بود در تظاهرات چپگرایان شرکت می کرد. دانشجوی ارتباطات که بود به پلیس پیوست و اولین زنی بود که در دوره های فرماندهی و عالی شرکت کرد. از میان پست های مختلفی که داشته، از جمله مسئول بخش نیروی انسانی پلیس بوده و برای ادارات و بخش های مختلف برنامه ریزی می کرده. او همچنین «دیدگاه های پلیس»، خبرنامه نیروهای پلیس اسرائیل را بنیان نهاده است.
او از جمله بنیان گذاران سازمان زنان «کل هاایشا» است، در جنبش صلح فمینیستی «زنان سیاه پوش» فعال است و در سازمان فمینیستی میزراهی «آخوتی» (خواهرم) عضویت دارد و زندگی اش را از راه ریاست برنامه مطالعات جنسیتی و زنان در کالج بیت برل تامین می کند.
با افشای رشته ماجراهایی از آزار جنسی و رفتار نامناسب و حتی مجرمانه برخی ماموران ارشد پلیس در روزهای اخیر، پای صحبت های خانم شادمی درباره این سازمان نشسته ایم.
المانیتور: چه چیزی شما را به پیوستن به پلیس ترغیب کرد؟
شادمی: هیچوقت آرزوی قلبی ام نبود که وارد پلیس بشوم. در سال ۱۹۷۰ که در پلیس درجه دار شدم، یک فعال جدی صلح بودم و پلیس را یک نیروی سرکوب می دانستم. آن زمان چاره دیگری غیر از شروع کار در آنجا نداشتم چون در اورشلیم هیچ پیشنهاد کاری دیگری برایم وجود نداشت. با آن که شخصیت بیرون از کارم مشخص بود، جذب پلیس شدم. محیط کاری بسیار جذابی بود: تعداد زیاد مردها و اندک زنانی که آنجا مشغول کار بودند در کنار پیچیدگی های خود سازمان پلیس و دوراهی هایی که بر سر راهش قرار می گرفت، همه و همه محیط را برایم فوق العاده جذاب می ساخت. بخصوص خیلی به فضای خانوادگی سازمان پلیس که گاهی به معنی لاس زدن، ایجاد رابطه، و بسیاری اوقات آزارهای جنسی نامطلوب بود، دقت می کردم.
المانیتور:در ۲۰ سالی که با پلیس کار می کردید پرونده حرفه ای قابل قبولی ساختید. فکر می کنید این توان را داشتید که تغییر و تحول ایجاد کنید؟
شادمی: من آدم خلاقی بودم و دائما درجه و پست های بهتر می گرفتم. حواسم به محیط مردانه اطرافم بود اما از این که یک زن جوان محترم، و اغلب تنها زن جمع باشم، لذت می بردم. من متعهد، مسئول و وفادار بودم. از نزدیک با رئیس پلیس کار می کردم -افرادی مثل (شائول) روسولیو و (هرتزل) شافیر، و به شدت تحت تاثیر آزاداندیشی آن ها و رفتار برابرشان با زنان قرار گرفتم. بخصوص آرمان آنها برای تحول انقلابی در کار پلیس مرا تحت تاثیر قرار داد. هرچند بعد از ۲۰ سال تصمیم گرفتم آنجا را ترک کنم. درست قبل از آن که روح آزادم شکست بخورد و تسلیم شود، دیدگاه انتقادی ام را از دست بدهم، و خشونت، رقابت و خودکامگی عملکرد پلیس را بپذیرم، سر عقل آمدم. زمانی را در ایالات متحده سپری کردم، شاهد برخی تغییرات در زندگی خانوادگی ام بودم و بعد فمینیسم مرا در بر گرفت و همه این ها آزادی از دست رفته ام را به من بازگرداندند. یک بار دیگر همان زنی شدم که همیشه بودم:منتقد، فمینیست، صلح طلب، سیاسی. یک روز بعد از بازنشستگی از پلیس، در تظاهرات زنان سیاه پوش (علیه اشغالگری اسرائیل) شرکت کردم و خودم را وقف صلح و فعالیت های فمینیستی برای جهانی بهتر کردم. در دانشگاه تدریس کردم و به پژوهشگری منتقد پلیس و عملکردش تبدیل شدم. از آن زمان انتقادهایم از پلیس که در ستون های روزنامه ها، کنفرانس های آکادمیک، تلویزیون، و بویژه در کتابم«کشور امن» منعکس شده، بی وقفه ادامه داشته است.
المانیتور: پس از سال ها عضویت در پلیس و سال ها تحقیق درباره پلیس، به نظرتان عمده ترین سوء تعبیرهایی که از زنان وجود دارد چیست و شما با این کج فهمی ها چطور کنار آمدید؟
شادمی: من در پلیس دوام آوردم ولی بسیار مردان ضعیفی را دیدم که به خاطر رسیدن به قدرت، شأن و پرستیژ اجتماعی و حرکت به سوی بالا، بهای زیادی پرداختند و تسلیم این فرهنگ خشن شدند. این همان نیروی سرکوبگر و هژمونیک فرهنگ مردسالار و نهادینه در پلیس است که طی سال ها فعالیت مطلقا مردانه، توسل به زور و قدرت، تهاجم و سلطه، خشونت مجاز و هنجاری، دفاع از دولت به جای دفاع از شهروندان، تمایز میان زنان و زنانگی، و رویارویی با دیگران بویژه فلسطینی ها و گاهی عرب های یهودی، تنها و تنها با ضرب و زور تفنگ و باتون نهادینه شده است.
المانیتور: فرهنگ سازمانی داخلی که در موردش توضیح دادید، چطور می تواند بر عملکرد پلیس در جامعه تاثیر بگذارد؟
شادمی: وقتی که مردسالاری به این ترتیب سازمانی شود، فقط می توان انتظار پلیسی را داشت که در خدمت هژمونی باشد. البته که نمی توان انتظار پلیس واقعی و شریف در مقابل خشونت مردان علیه زنان یا قاچاق زنان یا جذب زنان در تمامی بخش های کار پلیس را داشت. بنابراین، به عنوان مثال، پلیس اسرائیل تا به امروز از مقابله با قاچاق زنان به کشور که با اهداف بهره کشی جنسی صورت می گیرد خودداری کرده. پلیس همچنین سال هاست که در مقابل پدیده سوء استفاده از زنان توسط والدینشان، حتی در واردی که این خشونت های دهشتناک کاملا شناخته شده بود، کاری نمی کند. از این که صف طویلی از کارمندان ارشد پلیس را به اتهام آزار جنسی می بینم تعجب نمی کنم. این پدیده ۱۵ سال پیش به شکل تمام و کمال علنی شده ولی رسیدگی به آن مسکوت مانده بود. از سال ۱۹۹۸ پلیس اسرائیل متعهد شد که وضعیت خود را بهبود داده و زنان را نیز جذب کند اما با وجودی که زنان توانایی خود را به عنوان ماموران تحقیقی و پژوهشگر و همچنین فرماندهان میدانی ثابت کرده اند، استخدام آنان در پلیس سال ها شلخته و نامنظم انجام می شد.
المانیتور: این ناکارآمدی ذاتی و متداوم را چگونه توضیح می دهید؟ و فکر می کنید برای تغییر وضع زنان در جامعه به طور کلی و در پلیس به طور خاص چه می شود کرد؟
شادمی: نباید یادمان برود که پلیس، ارتش نیست بلکه یک نیروی خدماتی مدنی و برای کمک به وضع شهروندان است. بنابراین نه تنها زنان می توانند در هر پستی از این نیرو خدمت کنند و حضورشان در این سازمان بسیار باارزش است، بلکه این حضور برای تغییرات ساختاری و لازم در پلیس حیاتی است. ما باید رویکرد جنگی و نظامی رایج در پلیس، از جمله لزوم داشتن «تجربه جنگ» که برای اغلب ردیف های استخدامی لازم است را دور بیاندازیم. نیروی پلیس است که مرز میان مشروعیت اجتماعی خشونت مردان علیه زنان در داخل تشکل پلیس و خارج از آن را تعیین می کند، همانطوری که مرز میان اکثریت و اقلیت، هژمونی و حاشیه ها، و کنترل و سرکوب را تعیین می کند. نمونه اش در اکتبر ۲۰۰۰ بود وقتی که گلوله های پلیس ۱۳ فلسطینی را به کشتن داد یا بی توجهی به قتل ناموسی زنان در محله جواریش در شهر رمله.
المانیتور: تصویری که شما ترسیم می کنید پر است از مشکل و مسئله. روزنه ای برای تغییر هست؟ احساس وظیفه می کنید که به خاطر زنان و جامعه فریاد بزنید؟
شادمی: در نتیجه دون شأن دانستن گفت و گو با مردم از سوی پلیس، خودداری نظام سیاسی از مداخله در عملکرد پلیس، ناکامی جامعه مدنی در توسعه مکانیسم های شفافیت و مسئولیت پذیری پلیس، و سکوت اکثریت قابل توجهی از آکادمی پلیس، هیچ چشم انداز واقعی را برای تغییر در تشکل پلیس نمی بینم. به این فهرست قدرت فزاینده سیاسی پلیس در اسرائیل را نیز اضافه کنید (در حال حاضر وزیر امنیت عمومی و چهار نماینده پارلمان فرماندهان بازنشسته پلیس هستند. متاسفانه پس از سال های طولانی خدمت در پلیس، تحقیق و پژوهش و تدریس درباره آن و عملکردش و فعالیت در عرصه مقابله با ناکامی ها و خشونت موجود در کارکرد پلیس، احساس ناکامی می کنم. اما به عنوان یک فمینیست، به خودم اجازه سکوت نمی دهم. به فعالیت سیاسی برای رسیدن به یک نیروی پلیس حرفه ای، عادل و برابر ادامه می دهم، همان طوری که به کار در راه صلح، برای عرب های یهودی و برای زنان محروم ادامه می دهم.
AL-MONITOR All-Access gives you unlimited access to all our journalism, the full Daily Briefing, exclusive interviews, premium newsletters, and live events — for less than $2/week.